خرداد 86 -

چهارشنبه 30 مرداد 1387: امروز
   1   2      >

خواص ميوه ها


سلام از اونجايي که دوستان زيادي تقاضاي ميل آموزشي کرده بودم سعي کردم يه مطلب آموزشي پيدا کنم و براي شما ارسال کنم. اميدوارم که خوشتون بياد.


اگه تونستيد توي اين گروني  اين ميوه ها رو پيدا کنيد حتما مصرف کنيد


 


++++++



هويج + زنجبيل + سيب


ترقي و تميز کردن سيستم بدن


++++++



سيب + خيار + کرفس


پيشگيري از سرطان، کاهش کلسترول خون، رفع ناراحتي معده و سر درد


++++++



گوجه + هويج + سيب


بهبودي رنگ پوست و تنگي نفس


++++++



کدوي تلخ + سيب + شير


از بين بردن تنگي نفس و کاهش گرماي دروني بدن (طبع سرد)


++++++



پرتغال + زنجبيل + خيار


بهبودي و اصلاح بافت وافزايش رطوبت پوست و کاهش گرماي دروني بدن (طبع سرد)


++++++



آناناس + سيب + هندوانه


براي دفع نمک و  املاح مضر و زيادي بدن، قوت دادن مثانه و کليه ها


++++++



سيب + خيار+ کيوي


براي بهتر و اصلاح کردن رنگ پوست


++++++



گلابي + موز


براي تنظيم مقدار قند خون


++++++



هويج + سيب + گلابي + انبه


از بين بردن گرماي بدن (طبع سرد)، بي اثر کردن سموم بدن، کاهش فشار خون


++++++



عسلک (نوعي طالبي) + انگور + هندوانه + شير


، براي افزايش و ترقي فعاليت سلول هاي بدن و قوي کردن مصونيت بدن (تقويت بدن)B وCمنبع ويتامين هاي


++++++



عنبه هندي + آناناس + شير


 و آهن، بهبود رنگ پوست و سوخت و ساز دروني بدن(هضم غذا)E و C منبع ويتامين هاي


++++++



موز + آناناس + شير


منابع ويتامين مغذي ، پيشگيري از يبوست و خشکی بدن.


نوشته شده توسط مرتضي admin در يکشنبه 13/3/1386 و ساعت 12:47 صبح | نظرات ديگران()
امروز به‌ نام‌ اسلام‌ سخن‌ مي‌گوييم‌ و رسالت‌ اسلام‌ را رسالت‌ برتر مي‌دانيم‌ ـ به‌ وجود خانمهايي‌ مثل‌ شما افتخار مي‌کنيم‌ و اين‌ از آن‌ جاست‌ که‌ هر تبليغ‌ و ادعايي‌، هرگاه‌ به‌ مرحله‌ي‌ عمل‌ و تحقق‌ نزديک‌ شد، ارزش‌ واقعي‌ خود را خواهد يافت‌. ما در مورد مسئله‌ي‌ زن‌ از يک‌ سو و مسئله‌ي‌ دانش‌ و تخصص‌ از سوي‌ ديگر و مسئله‌ي‌ خدمت‌ به‌ افراد بشر هم‌ از جانب‌ ديگر، به‌ نام‌ اسلام‌ ادعاهايي‌ داريم‌. ادعاهاي‌ ما، در چارچوب‌ اسلام‌ است‌.
ما معتقديم‌ زنان‌ در هر جامعه‌ي‌ سالم‌ بشري‌ قادرند و مي‌بايد فرصت‌ پيدا کنند که‌ در حد سهم‌ خود، تلاش‌ و مسابقه‌ي‌ خويش‌ را در پيشرفتهاي‌ علمي‌ و اجتماعي‌ و سازندگي‌ و اداره‌ي‌ اين‌ جهان‌ به‌ عهده‌ بگيرند. از اين‌ جهت‌، ميان‌ زن‌ و مرد هيچ‌ تفاوتي‌ نيست‌. هدف‌ از آفرينش‌ هر فرد انسان‌، عبارت‌ از همان‌ هدف‌ آفرينش‌ بشريت‌ است؛ يعني‌ رسيدن‌ به‌ کمال‌ بشري‌ و بهره‌ بردن‌ از بيشترين‌ فضايلي‌ که‌ يک‌ انسان‌ مي‌تواند به‌ آن‌ فضايل‌ آراسته‌ بشود. فرقي‌ هم‌ بين‌ زن‌ و مرد نيست‌. نشانه‌اش‌ در درجه‌ي‌ اول‌، فاطمه‌ي ‌زهرا(سلام‌الله‌عليها) و در درجه‌ي‌ بعد، ديگر زنان‌ بزرگ‌ تاريخ‌ است‌.
فاطمه‌ي‌زهرا(س‌) در قله‌ي‌ بشريت‌ قرار دارد و کسي‌ از او بالاتر نيست‌ و مي‌بينيم‌ که‌ آن‌ بزرگوار به‌عنوان‌ يک‌ بانوي‌ مسلمان‌، اين‌ فرصت‌ و قدرت‌ را يافت‌ که‌ خودش‌ را به‌ اين‌ اوج‌ برساند. پس‌، فرقي‌ بين‌ زن‌ و مرد نيست‌ و بخصوص‌ شايد از همين‌ جهت‌ هم‌ است‌ که‌ خداي‌ متعال‌ در قرآن‌ کريم‌، آن‌ وقتي‌ که‌ راجع‌ به‌ نمونه‌ي‌ انسانهاي‌ خوب‌ و نمونه‌ي‌ انسانهاي‌ بد مثال‌ مي‌زند، مثال‌ را در هر دو مورد از زن‌ انتخاب‌ مي‌کند. يک‌ مورد زن‌ فرعون‌ و در مورد دیگر، همسر نوح‌ و لوط را مثال‌ می‌زند: "و ضرب ‌الله‌ مثلاً للذین‌ امنوا امرات‌ فرعون‌". در مقابل‌ هم‌ در مورد انسان‌ بد و نگونسار و کج‌رفتار و انسانی‌ که‌ در جهت‌ غلط حرکت‌ می‌کند، به‌ زن‌ نوح‌ و لوط مثال‌ می‌زند.

فرازی از بیانات مقام عظماي ولايت حضرت آيت الله خامنه اي
در دیدار با گروهی‌از زنان ‌پزشک ‌سراسر کشور 26/10/1368

-----------------------------------

حديث فاطمي:

قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء ( سلام الله عليها) :
نَحْنُ وَسيلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَيْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ أنْبيائِهِ.

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) فرمود: ما أهل بيت پيامبر، وسيله ارتباط خداوند با خلق او هستيم، ما برگزيدگان پاک و مقدّس پروردگار مى باشيم، ما حجّت و راهنما خواهيم بود; و ما وارثان پيامبران الهى هستيم.

شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد: ج 16، ص 211.


نوشته شده توسط مرتضي admin در چهارشنبه 9/3/1386 و ساعت 6:12 عصر | نظرات ديگران()
سلام
چه زود عاشوراي فاطمي رسيد...
هنوزم داريم تو روزمرگي خودمون دست و پا ميزنيم...
خدا ميدونه از حرفاي تکراري و جذابي که شنيدم و گفتم، خيلي خسته ام:
"شهدا شرمنده ايم" ، "بعد از شهدا ما چه کرده ايم؟" و  "آقا جان،کي مياي؟"....
يعني همه کارامون رو کرديم و حالا نوبت رسيده به اداي دين شهدا؟ نه به خدا....
چقدر تو حيطه وظايف فردي به وظيفه خودمون عمل کرديم؟چقدر به وظايف اجتماعي عمل کرديم؟
آيا واقعا رومون ميشه حضرت صاحب(عج) بيان تو سطح شهر و ما هم همراهيشون کنيم؟
اگه بپرسن:"فلاني،تو بودي و وضعيت اينجوري شد؟"، خداييش چي داريم بگيم؟خدا به داد برسه...

{...بنا به دلايلي حذف شد...}
....................................................................................
امام باقر(ع) به جابر فرمودند: جابر! به خدا سوگند، فاطمه(س) با شفاعت‏خود در آن روز شيعيان و دوستانش را از ميان اهل محشر جدا مى‏سازد. چنانکه کبوتر دانه خوب را از دانه بد جدا مى‏کند. هنگامى‏که شيعيان فاطمه همراه وى به در بهشت مى‏رسند، خداوند در دلشان مى‏افکند که به پشت‏سر بنگرند. وقتى چنين کنند، ندا مى‏رسد: دوستان من! اکنون که شفاعت فاطمه را در حق شما پذيرفتم، نگران چه هستيد؟ آنان عرضه مى‏دارند: پروردگارا! ما نيز دوست داريم در چنين روزى مقام و منزلت ما براى ديگران آشکار شود. ندا مى‏رسد: دوستانم! بر گرديد و بنگريد و هر که به خاطر دوستى فاطمه شما را دوست داشت و نيز هر که به خاطر محبت فاطمه به شما غذا، لباس يا آب داده و يا غيبتى را از شما دور گردانيده همراه خود وارد بهشت کنيد.
يعني ميشه براي ما مادري کنن؟....

نوشته شده توسط مرتضي admin در چهارشنبه 9/3/1386 و ساعت 6:10 عصر | نظرات ديگران()
24 تا عکس و 2 دقيقه نمايش فيلم. از فيلم دزدان دريايي کارائيب 3 که چند روزي هست که در آمريکا اکران شده. (2007 )
اميدوارم خوشتون بياد.
اگر تصاوير نشان داده نشد و ضبدر قرمز خورد اصلا نترسيد و روي آن راست کليک کنيد و گزينه show picture... را انتخاب کنيد.



                                   :::::::: تصاويــــــــر::::::...
نوشته شده توسط مرتضي admin در يکشنبه 6/3/1386 و ساعت 8:58 عصر | نظرات ديگران()
اس ام اس هاي عاشقانه 2


قانون پايستگي عشق: عشق بوجود مي آيد,ولي هرگز از بين نمي رود,بلکه از صورتي به صورتي ديگر و از اشخاصي به اشخاصي ديگر منتقل و تبديل ميشود 


عشق ميگن علاقه***نه کفگيرو ملاقه***دوستت دارم يه عالمه***اندازه يه قابلمه***من عاشق تو هستم***تو قابلمه نشستم*** يه لنگه کفش تو دستم***منتظر تو هستم


ديشب تو فکرت بودم که يه قطره اشک از چشمام جاري شد........ از اشک پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات کسي هست که ديگه اونجا جاي من نيست


خواستم عشق رو تو دستام بگيرم ، ولي جا نشد . پس گذاشتمش تو جيبم ، ولي جا نشد . در کيفمو باز کردم ، ولي جا نشد . تصميم گرفتم ببرمش توي اتاق ، ولي جا نشد . بنابراين يه خونه براش گرفتم ، ولي جا نشد . با خودم گفتم : يه باغ ! آره ! ولي جا نشد . پس گذاشتمش توي قلبم ، حالا ديگه جاش خوبه خوبه ... تازه مي فهمم اين که مي گن دل آدم مي تونه از دنيا هم بزرگتر باشه يعني چي!


زندگي چيست ؟ اگر خنده است چرا گريه ميکنيم ؟ اگر گريه است چرا خنده ميکنيم ؟ اگر مر گ است چرا زندگي مي کنيم ؟ اگر زندگي است چرا مي ميريم ؟ اگه عشق است چرا به آن نمي رسيم ؟ اگه عشق نيست چرا عاشقيم


نابينا گفت : دوستت دارم ماه گفت تو که منو نمي بيني؟ چطوري دوستم داري . نابينا گفت :اگه مي ديدمت ؟ عاشق زيبايت مي شدم . اما حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم..


مي دوني فلسفه اختراع سرسره براي بچه ها چيه؟ مي خوان از بچگي به ادم ياد بدن که صعود چقدر سخت و سقوط چه اسونه


عشق يعني يک سلام بيجواب:::::::::::::عشق يعني حسرت . تشنه به آب عشق يعني همچون من شيدا شدن .............عشق يعني قطره و باران شدن.......................... عشق يعني يک شقايق غرق خون ....................عشق يعني دردمحنت در درون!!!!!.................... عشق يعني سوز ني آه و شبان ..............عشق يعني معني رنگين کمان


دختري مي رفت ، پسري او را ديد و دنبال او روان شد . دختر پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟ پسر گفت : برتو عاشق شده ام . دختر گفت : برمن چه عاشق شده اي ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من مي آيد ، برو و بر او عاشق شو . پسر از آنجا برگشت و دختري بدصورت ديد ، بسيار ناخوش گرديد و باز نزد دختر رفت و گفت : چرا دروغ گفتي ؟ دختر گفت : تو راست نگفتي . اگر عاشق من بودي ، پيش ديگري چرا مي رفتي؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 


خوبه ادم يکي را دوست داشته باشه نه به خاطر اينکه نيازش رو برطرف کنه نه به خاطر اينکه کس ديگري رو نداره نه به خاطر اينکه تنهاست و نه از روي اجبار بلکه به خاطر اينکه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره


اگر روزي دشمن پيدا کردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي ترکت کردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد


نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي که از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي که بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي که برايم شکستي .... .. بخاطر احساسي که برايم پرپر کردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي که بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمکي که بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي که بر قلبم حک کردي


اسمون به ماه ميگه :عشق يعني چي ماه ميگه يعني بودن درآغوش تو ماه ميگه: توبگو عشق يعني چي آسمون ميگه انتظار ديدن تو


رسم زمونه : تو چشم ميذاري من قايم ميشم .........اما تو يکي ديگه رو پيدا ميکني


برات مي نويسم دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي من مي نويسم .. ...من ... مي نويسم دوست دارم


ميگن لبخند ربطي به مرگ نداره ولي تو بخند تا من برات بميرم 0:-)


بچه بوديم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مرداي قوي....بزرگ شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا عاشق عروسک :-(


سه جمله ي زيبا : 1) اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي . 2) لذتي که در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ . 3) آغاز کسي باش که پايان تو باشد


بوسه زلب هاي تو در خواب گرفتم گويي که گل از چشمه ي مهتاب گرفتم در برکه ي اشکم همه دم نقش تو ديدم اين هديه ي خوبيست که از آب گرفتم هرگز نتواني که زمن دور بماني چون در دل خود عکس تو را قاب گرفتم


سلامتي سه تن ناموس و رفيق و وطن سلامتي سه کس سرباز و زندوني و بي کس


اگر ديدي ۱۰۰نفر دوست دارن يکيش منم. لوتي اگر ديدي ۱۰ نفر دست دارن يکيش منم. اگر ديدي يک نفر دوست داره اون يکي منم. اگر ديدي کسي دوست نداره بدون من مردم


به عشق گفتم : تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به احساس گفتم : تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم : تا تورو دارم تنها نيستم اونم منو تنها گذاشت و رفت... ولي وقتي به تنهايي گفتم : تا تورو دارم تنها نيستم موندو همدم و مونسم شد


عاشق عاشقي باش و دوست داشتن را دوست بدار ، از تنفر متنفر باش ، به مهرباني مهر بورز با آشتي آشتي کن و از جدايي جدا باش


آغوش پارکينگي است که جريمه ندارد !!! بوسه تصادفي است که خسارت ندارد !!! . . . . . چيه دنبالم راه افتادي!؟ 


نوشته شده توسط مرتضي admin در يکشنبه 6/3/1386 و ساعت 4:57 عصر | نظرات ديگران()
اس ام اس هاي عاشقانه


خرج کن ولي اصراف نکن. عاشق شو ولي ديوانگي نکن. اسوده باش ولي بيخيالي نکن . حرف بزن ولي وراجي نکن. دوستت دارم........... ولي پورو نشو

برات يه هديه دارم ##**#####**## اين يه سيم خارداره. بپيچ دورت تا کسي دستش به گل من نرسه

نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي

زير پاهام برگ هاي خشکيده ، که اونا هم دل خوشي از درخت ندارن ميگن درخت ميگفت که ديگه وقت تعويض فصله موقع ريزش برگ هاي خشکه ولي من مي دونم که همش بهونه بوده درخت از برگ هاي خشکيده خسته بوده

همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد

سعي کن تنها باشي زيرا تنها بدنيا امدي و تنها از دنيا خواهي رفت.بگذار عظمت عشق را درک نکني.زيرا انقدر عظيم است که تورا نابود خواهد کرد

نمي دانم چرا ما انسان ها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها کنيم و جذب آبي کوچک چشماني شويم که عمقي ندارد با اينکه مي دانيم روزي بسته خواهد شد اما آسمان کي بسته خواهد شد

گويند که مکتب عشق را 10 کلاس است 1-نگاه 2-عشق 3-مهر و محبت 4-عاطفه و احساس 5-دوستي 6-خواستن 7-بوسه 8-ازدواج 9-زندگي 10-مرگ!!!

براي عشق گريه کن ولي به کسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشکن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون کسي رو نگير . براي عشق وصال کن ولي فرار نکن . براي عشق زندگي کن ولي عاشقونه زندگي کن . براي عشق بمير ولي کسي رو نکش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش

روزي از عشق خودم را حلق آويز مي کنم و آخرين آرزوي من اين است در روي طناب اسم تو را حک کنم تا حداقل در مرگم فکر کنم هميشه در کنارت خواهم بود

به او بگوييد دوستش دارم به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من در آن غرق شده . به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نور و شعر و ترانه برد . و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد

زندگي چيست ؟ اگر خنده است چرا گريه ميکنيم ؟ اگر گريه است چرا خنده ميکنيم ؟ اگر مرگ است چرا زندگي مي کنيم ؟ اگر زندگي است چرا مي ميريم ؟ اگرعشق است چرا به آن نمي رسيم ؟ اگرعشق نيست چرا عاشقيم؟:-؟؟

ديشب من در بند کور دلان عشق ستيز بودم به گناه عاشق بودن چون عشقم را در پستوي خانه نهان نکردم چون راز دلم در چشمانم پيدا بود مرا به گناه نشستن نزد زيباريي دستبند زدن گفتند که چرا عاشقي؟ گفتند که شعله اي در دلت داري گفتند که آتش گناه است و تو آتشي در دل داري دهانت را مي بويند مبا دا گفته باشي دوستت دارم دلت را مي پويند مبادا شعله اي در آن نهان باشد روزگار غريبيست نازنين

آرزو دارم ماه هميشه کامل ودرخشان باشه وشما هميشه راحت وخوب باشي هر وقتي شما خواستي تغيير بدي روشنايي رو بخاطر داشته باش من بهترين شبها رو برات ارزو کردم

مثل يه گل رز به اب نياز داره مثل فصول سال که به تغيير نياز دارن مثل يه شاعرکه به قلم نياز داره من به تو نياز دارم

دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي

ازدواج حقيقي يعني هر روز عاشق همان شخص شدن

شايد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه به خدا التماس ميکنه!! شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه!! مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو تو دريايي از اشک ميخوابه!! ولي تو اونو نميبيني؟؟ شايدم هيچ وقت نبيني
تو را به ياد آن روز...... تو را به گلبرگ هاي خشک آن رز خشکيده....... تو را به روز اول بار ديدنت.........تو را به اولين نگاه عاشقانه....... تو را به ياد بارون روز نيامدنت..... تو را به تنهايي روز رفتنت....... تو را به بوي بارون روز برگشتنت....... تنهايم مگذار ديگر

بوسه اسم است چون عمومي است بوسه فعل است چون هم لازم است هم متعدي بوسه حرف تعجب است چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مهبوت ميکند بوسه ضمير است چون از قيد انسان خارج نيست بوسه حرف ربط است چون 2 نفر را به هم متصل ميکند

به غم کسي اسيرم که ز من خبر ندارد عجب از محبت من که در او اثر ندارد غلط است هر که گويد دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد

بزرگترين گناه: سکوت... بزرگترين شجاعت: بگويي دوستت دارم... بزرگترين سرمايه: دوست... بزرگترين اسرار: صداقت... بزرگترين افتخار: عاشق شدن... بزرگترين هنرعاشق ماندن

زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا شد . اين پرپر شد ن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است

مي خواستم اسمتو روي سينه ام خال کوبي کنم اما ترسيدم که صداي قلبم تورو اذيت کنه...

نگو بار گران بوديمو رفتيم. نگو نامهربون بوديمو رفتيم. آخه اينها دليل محکمي نيست. بگو با ديگران بوديم و رفتيم


نوشته شده توسط مرتضي admin در يکشنبه 6/3/1386 و ساعت 4:47 عصر | نظرات ديگران()

سلام امروز براتون چند تا عکس جالب گذاشتم.
اميدوارم خوشتون بياد.
براي ديدن عکس ها روي ادامه مطلب کليک کنيد.




                                     =-==-ادامــــــــه مطلـــــــب.=-=-==
نوشته شده توسط مرتضي admin در شنبه 5/3/1386 و ساعت 9:50 عصر | نظرات ديگران()
يه تصوير از يه کيک هست که خيلي حال به هم زن هستش.
تازه ميگن کلي فروش هم داشته.
خودتون ببينيد.
بدون شرح  
                              :.:.:::: تصــــــــوير کيـــــــــک ::::.:.:
نوشته شده توسط مرتضي admin در جمعه 4/3/1386 و ساعت 11:43 عصر | نظرات ديگران()

پير مرد و پسر

در حدود پنجاه سال پيش در جايي در فرانسه، پيرمرد پنجاه ساله اي از اهالي ترکيه، زندگي مي کرد که ابراهيم نام داشت، و يک خواربار فروشي را اداره مي کرد.
اين خواربار فروشي در آپارتماني واقع بود که خانواده اي يهودي در يکي از واحدهاي آن زندگي مي کردند. اين خانواده پسري داشتند به نام “جاد” که هفت سال بيشتر نداشت.
جاد عادت داشت که هر روز براي خريد مايحتاج منزل به مغازه عمو ابراهيم مي آمد، وهر بار هنگام خروج از مغازه از فرصت استفاده مي کرد وقطعه شکلاتي را مي دزديد.
يک روز جاد فراموش کرد که طبق معمول از مغازه شکلات بردارد، اينجا بود که عمو ابراهيم او را صدا زد وبه او يادآوري کرد که شکلاتي را که هر روز بر مي داشته، فراموش کرده است.
جاد که حسابي شوکه شده بود، گمان مي کرد که عموابراهيم از دزديهاي او چيزي نمي داند، لذا از او خواهش کرد که او را ببخشد، وبه او قول داد که ديگر اين کار را تکرار نکند.
عمو ابراهيم گفت: نه، بشرطي تو را مي بخشم که به من قول بدهي که هر گز در زندگيت دزدي نکني، ودر مقابل مي تواني هر روز از مغازه من يک شکلات برداري.
جاد با خوشحالي اين شرط را قبول نمود… سالها گذشت، و عمو ابراهيم براي جاد يهودي بمانند پدر، مادر ودوست بود.
هر وقت جاد با مشکلي برخورد مي کرد، ويا از حوادث روزگار به تنگ مي آمد، به نزد عمو ابراهيم مي آمد، ومشکل خود را براي او مطرح مي کرد.
عمو ابراهيم هم کتابي را از کشو ميز مغازه بيرون مي آورد، وبه جاد مي داد، واز او مي خواست، صفحه اي از کتاب را باز کند.
وقتي جاد کتاب را باز مي کرد، عمو ابراهيم دو صفحه اي از کتاب را مي خواند، وسپس کتاب را مي بست، وبدين ترتيب مشکل جاد را حل مي کرد. جاد وقتي از مغازه بيرون مي آمد، احساس مي کرد ناراحتي اش برطرف شده، خيالش راحت شده، ومشکلش حل شده است.
سالها گذشت، و رابطه جاد با عمو ابراهيم، آن پيرمرد مسلمان تحصيل نکرده تُرک اين چنين سپري شد!
بعد از هفده سال، جاد به سن بيست وچهار سالگي و عمو ابراهيم به سن شصت وهفت سالگي رسيد….
عمو ابراهيم دار فاني را وداع گفت، وقبل از وفاتش صندوقي را براي فرزندانش بجا گذاشت، او در صندوق کتابي را نهاده بود، که هميشه جاد آنرا در مغازه مي ديد. او به فرزندانش وصيت کرد تا کتاب را به جاد آن جوان يهودي هديه بدهند.
وقتي فرزندان عمو ابراهيم صندوق را به جاد دادند، او از مرگ عمو ابراهيم باخبر شد، از شنيدن اين خبر جاد بسيار ناراحت گرديد،چرا که عمو ابراهيم يار وياور او در حل همه مشکلات بود.
روزها گذشت…
روزي از روزها براي جاد مشکلي پيش آمد، وبياد عمو ابراهيم وصندوقي که به او هديه داده بود افتاد. صندوق را پيدا کرد، وآنرا باز نمود، ناگهان ديد که در صندوق همان کتابي است که هميشه آنرا در مغازه عمو ابراهيم باز مي کرد، وعمو ابراهيم آنرا مي خواند! جاد صفحه اي ازکتاب را باز کرد، اما کتاب به زبان عربي بود، واو از زبان عربي چيزي نمي دانست.
او بنزد همکاري از اهالي تونس رفت، واز او خواهش کرد تا دو صفحه از کتاب را برايش بخواند، واو نيز خواند. پس از اينکه جاد مشکلش را براي همکار تونسي اش شرح داد، تونسي راه حلي را براي مشکلش پيدا کرد! جاد شگفت زده از او پرسيد: اين کتاب چيست؟
تونسي گفت: اين قرآن کريم کتاب مسلمانان است!
جاد گفت: چگونه مي توانم مسلمان شوم؟
تونسي گفت: کافي است شهادتين را بگويي، واز شريعت پيروي کني!
جاد گفت: أشهد ألا إله إلا الله وأن محمداً رسول الله
جاد الله مسلمان
جاد مسلمان شد، وبخاطر بزرگداشت اين کتاب نام خود را “جاد الله قرآني”گذاشت، وتصميم گرفت باقيمانده عمر خود را وقف خدمت به اين کتاب بزرگ کند… جاد الله قرآن را فرا گرفت، وآنرا فهميد، و در اروپا شروع به دعوت ديگران کرد، تا آنجا که تعداد زيادي يهودي ومسيحي را مسلمان نمود.
روزي از روزها در حالي که جاد الله اوراق قديمي خود را زير و رو مي کرد، قرآني را که عمو ابراهيم به او هديه داده بود باز کرد، ناگهان در اول قرآن نقشه ي جهان را ديد، بر روي آن نقشه ي قاره افريقا توجهش را جلب نمود، چرا که روي آن امضاي عمو ابراهيم نقش بسته، ودر زير آن اين آيه نوشته شده بود: (ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ) [النحل : ۱۲۵] يعني: با حکمت و اندرز نيکو (ديگران) را به راه پروردگارت دعوت کن.
جاد الله پي برد که اين وصيت عمو ابراهيم است، وتصميم گرفت آنرا عملي نمايد… لذا براي دعوت بسوي دين خدا، اروپا را به قصد کشورهاي افريقايي ترک گفت، گفته مي شود که کارش آنقدر مبارک وموفقيت آميز بود که بدست او مليونها نفر مسلمان شدند.
پايان مسير
جاد الله قرآني، اين مسلمان واقعي ودعوتگر الهام يافته، سي سال از عمر خود را تماماً براي دعوت بسوي خدا در افريقا سپري کرد، ومليونها انسان بدست او مسلمان شدند…
جاد الله قرآني در سال ۲۰۰۳م-۱۳۸۲ش در افريقا بخاطر بيماريهايي که در راه دعوت به اسلام به آن دچار شده بود، از دنيا رفت. او در هنگام وفات ۵۴ سال بيش نداشت، که سي سال آنرا در راه دعوت بسوي خدا صرف کرده بود.خداوند او را غريق آمرزش و قرين رحمت خود بگرداند
داستان هنوز تمام نشده است
مادريهودي جاد الله قرآني که استاد دانشگاست، فقط دو سال پيش در سال ۲۰۰۵م -۱۳۸۴هـ ش يعني دو سال بعد از وفات پسرش در سن هفتاد سالگي مسلمان شد.
مادرش مي گويد: در طول اين سي سالي که پسرش مسلمان شده بود، او دائما در حال جنگ وجدال با او براي بازگرداندنش به دين يهوديت بوده است. ولي با وجود تجربه واطلاعات کافي وقدرت استدلال، نتوانست پسرش را از اسلام بازگرداند، در حالي که عمو ابراهيم، آن پيرمرد مسلمان تحصيل نکرده، توانست قلب فرزندش را شيفته اسلام کند.
چرا جاد الله قرآني مسلمان شد؟
جاد الله قرآني ميگويد: در مدت هفده سالي که با عمو ابراهيم ارتباط داشتم، حتي يکبار هم به من نگفت”اي کافر” يا “اي يهودي” ، يا حتي به من نگفت “مسلمان شو” …
تصورش را بکنيد، هفده سال عمو ابراهيم دندان روي جگر گذاشت، ونه در باره اسلام و نه در باره يهوديت چيزي به او نگفت! واقعا عجيب است که چگونه يک پيرمرد تحصيل نکرده، دل يک پسر بچه را شيفته قرآن مي کند.
يک بار در يکي از ملاقاتها از او سؤال شد که چه احساسي دارد وقتي مي بيند مليونها انسان بدست او مسلمان شده اند؟ درجواب گفت: او هيچ احساس افتخاري نمي کند، چرا که او بگفته خودش بخشي از خوبيهاي عموابراهيم را جبران مي کند.
دکتر صفوت حجازي يکي از دعوتگران مشهور مصري مي گويد: در کنفرانسي در شهر لندن پيرامون مسئله دارفور، وراههاي کمک به مسلمانان نيازمند وحمايت آنها از خطر تبشير و جنگ، با يکي از رؤساي قبايل دارفور ملاقات کردم. در گرماگرم صحبت از او پرسيدم: شما دکتور جادالله قرآني را مي شناسيد؟ رئيس قبيله بلند شد واز من پرسيد: مگر شما او را مي شناسيد؟ گفتم: بله! زماني که در سوئيس براي معالجه آمده بود، من با او ملاقات کردم.
رئيس قبيله بر روي دستهايم خم شد، وبه گرمي آنرا بوسيد!! به اوگفتم: چکار مي کني؟ من کاري نکرده ام که سزاوار اين همه محبت باشد!
گفت: من دست شما را نمي بوسم، بلکه دستي را مي بوسم که دست جاد الله قرآني را گرفته است!!
از او پرسيدم:مگر تو بدست جاد الله قرآني مسلمان شده اي؟
رئيس قبيله گف: نه! من بدست مردي مسلمان شده ام، که او بدست جاد الله قرآني مسلمان شده است!!!
تا اينجا داستان تمام شد.
راستش وقتي اين داستان را خواندم آنقدر متأثر شدم وآنقدر به حال خود تأسف خوردم، که اشک در چشمانم حلقه زد..
تأسف خوردم از آن جهت که ما در زندگي چه فرصتهاي طلايي را در اختيار داشته ايم که مي توانستيم، با يک برخورد حکيمانه، يک انسان نامسلمان يا انسان گمراه جوياي هدايت، را دگرگون کنيم، و دل او را براي هميشه شيفته عظمت اين دين بزرگ نمائيم، اما چنين نکرده ايم، نه تنها چنين نکرده ايم بلکه گهگاهي با رفتارهاي غير حکيمانه وغير اسلامي خود باعث تنفر ديگران از اين دين شده ايم.
تأسف خوردم از آن جهت که اينهمه به علم وسواد خود مي نازيم، ولي برکت علم ودانش ما به اندازه مثقال اخلاص عموابراهيم تحصل نکرده وبي ادعا نبوده است.
تأسف خوردم از آن جهت که در خانه نشسته ايم وآبمان سرد ونانمان گرم وجايمان نرم است، وانتظار پيروزي اسلام ومسلمين را مي کشيم، در حالي که جادالله براي دين خدا همه اينها را پشت سر گذارد، به افريقا رفت.
تأسف خوردم از آن جهت که ما مسلمانان بگفته يکي از بزرگان، همچون ابري هستيم که جلو خورشيد اسلام را گرفته ايم، وبا نشان دادن چهره اي ناهنجار وزشت از اسلام، ديگران را از ديدن اين خورشيد تابناک محروم کرده ايم.
تأسف خوردم از آن جهت که………بماند.
فيلم عمو ابراهيم و جاد
نکته جالب وکمي عجيب در داستان جاد الله قرآني وعموابراهيم اين است که در سپتامبرسال ۲۰۰۳ (يعني درست بعد از وفات جادالله) سينماي فرانسه از داستان زندگي عمو ابراهيم و جاد الله، فيلمي ساخت بنام:” Monsieur Ibrahim et les fleurs du Coran” يعني: “آقا ابراهيم وگلهاي قرآن” به کارگرداني آقاي François Dupeyronقهرمان اين فيلم عمر الشريف هنر پيشه معروف مسلمان است که نقش عموابراهيم را بازي مي کند، اين فيلم در سال ۲۰۰۴ به روي صحنه آمد وجوايز زيادي را در سطح محلي و جهاني کسب کرد.
سايت ويژه فيلم: http://www.sonyclas sics.com/ ibrahim
اينهم صحنه هايي از فيلم عموابراهيم وگلهاي قرآن:


                                      تصـــــــاوير فيلـــــم...

نوشته شده توسط مرتضي admin در جمعه 4/3/1386 و ساعت 8:28 عصر | نظرات ديگران()
اين مرسدس بنزو ببينيد ، خيلي قشنگه ، من که ديدم کيف کردم
حتما ببينيد.
به علت دير لود شدن وبلاگ، تصاوير رو در ادامه مطلب قرار دادم.



                                             ادامـــــــــه مطلـــــــب...
نوشته شده توسط مرتضي admin در جمعه 4/3/1386 و ساعت 8:12 عصر | نظرات ديگران()

 ماهيچه هاي قلب انسان قادرند خون را به ارتفاع 10 متر به هوا پرتاب کنند



 صداي اردک اکو ندارد و هيچکس هم دليل آنرا نميداند.






سوسکها تا 9 روز پس از، از دست دادن سرشان قادر به زنده ماندن هستند و تنها به اين دليل مي ميرند که نميتوانند چيزي بخورند؟






مراکز چشايي  پروانه روي پاهايش قرار دارد.
 

         
   
 پشه ها دندان دارند!

نوشته شده توسط مرتضي admin در پنجشنبه 3/3/1386 و ساعت 12:21 صبح | نظرات ديگران()

دانلود موزيک تيتراژ ابتدائي سريال "آدمخوار"         


حجم : 984 کيلوبايت            خواننده : بي کلام


دانلود موزيک تيتراژ پاياني سريال "آدمخوار"


حجم : 1010 کيلوبايت                                   خواننده : احسان خواجه اميري


دانلود موزيک تيتراژ سريال "به دنيا بگوئيد بايستد"


حجم : 987 کيلوبايت                                     خواننده : نميدونم


دانلود موزيک تيتراژ ابتدائي سريال "ما چند نفر"


حجم : 687 کيلوبايت                                     خواننده : بي کلام


دانلود موزيک تيتراژ پاياني سريال "ما چند نفر"


حجم : 1010 کيلوبايت                                   خواننده : برزو ارجمند


دانلود موزيک تيتراژ برنامه "من نه منم"


حجم : 641 کيلوبايت                                     خواننده : نميدونم


دانلود موزيک تيتراژ برنامه "مثل ماه"


حجم : 872 کيلوبايت                                      خواننده : بهروز صفاريان


دانلود موزيک تيتراژ سريال "جواهري در قصر"


حجم : 376 کيلوبايت                                      خواننده : بي کلام


دانلود موزيک تيتراژ سريال "عبور شيشه اي"


حجم : 516 کيلوبايت                                      خواننده : علي لهراسبي


دانلود موزيک تيتراژ سريال "روزگار جواني"


حجم : 603 کيلوبايت                                      خواننده : محمد رضا عيوضي



منبع : http://ir-tv.blogfa.com/


 


نوشته شده توسط مرتضي admin در سه‏شنبه 1/3/1386 و ساعت 10:43 عصر | نظرات ديگران()

اينبار براتون يه مجله آوردم درباره انيميشن.
اگه مجله ديگه اي خواستين بگين تا براتون بزارم.( مجله بازي - کامپيوتر-موتور-طراحي ساختمان-انيميشن و .... )


 
Animation Magazine
 
May 2007
Format: PDF
Pages: 92
Size ~6.44 MB
Language: English
alt


http://depositfiles.com/files/873023

                                            


نوشته شده توسط مرتضي admin در جمعه 28/2/1386 و ساعت 10:40 عصر | نظرات ديگران()
لحظه برخورد صاعقه به برج ميلاد تهران.
براي ديدن تصوير روي لينک زير کليک کنيد.

لينک عکس : http://morti18.persiangig.com/image/milad.jpg


نوشته شده توسط مرتضي admin در جمعه 28/2/1386 و ساعت 10:31 صبح | نظرات ديگران()
خانوم ها نبينن .
خودتون ببينيد.
بدون شرح.

                             :::ديــــــــــدن تصــــــــــويـــــــــر:::.
نوشته شده توسط مرتضي admin در پنجشنبه 27/2/1386 و ساعت 8:38 عصر | نظرات ديگران()
   1   2      >

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[7/4/1387- 12:49 ع] بيش از 30 گيگ عکس هاي بينظير (خريد پستي )..
[1/2/1387- 12:30 ص] Iranian Music
[1/2/1387- 12:25 ص] All_Collection_Mondo Clip
[27/10/1386- 7:48 ع] دانلود مداحي حاج محمود کريمي تصويري + صوتي 85 & 86
[23/10/1386- 5:47 ع] تکنولوژي هاي رو به پيشرفت در سال 2008
[23/10/1386- 5:45 ع] مضرات کفش‌هاي پاشنه بلند
[23/10/1386- 5:22 ع] سالنامه 1387 براي دانلود
[20/8/1386- 9:58 ع] گريه کن سرباز!
[24/6/1386- 3:1 ع] اسم شرکت هاي مهم کامپيوتري چگونه انتخاب شده
[27/5/1386- 2:30 ع] مرد کور ( جالب )
[27/5/1386- 11:23 ص] با خبر شدن از هزينه قبض موبايل خود
[3/5/1386- 6:34 ع] ليست خدمات رايگان از طريق SMS
[24/3/1386- 1:13 ص] عزيزم امروز ناهار چي داريم؟ ( طنز )
[12/3/1386- 11:26 ع] رقباي عشقي تو اين ورو اون ور دنيا ( جالبه )
[12/3/1386- 11:6 ع] چگونه بايد يک خبر ناگوار را اطلاع داد! ( جالبه )
[آرشيو شده ها]

بالا

بالا