ايام فاطميه و سالروز شهادت حضرت زهرا(سلام الله عليها) يادآور بزرگترين جنايت تاريخ در حق آل الله است؛ظلم و ستمي که شيون افلاکيان را در آورده و ناله ملائک را در پي داشته. فاجعه اي که دل صاحب الزمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را هماره در اندوه دارد و اشک مبارکش را در جريان. ياد آوري مظلوميت حضرت زهرا ( عليها السلام) موجب تقويت ولايت دوستداران اهل بيت( عليهم السلام) است.
حضرت فاطمه ( عليها السلام) در روزهاى آخر زندگى فاطمه (عليها السلام) در روزهاى آخر زندگى، «اسماء بنت عميس» را فراخواند و فرمود: دوست ندارم بر پيکر زن پارچهاى بيفکنند و اندام وى زير آن نمايان باشد.
اسماء پاسخ داد: من چيزى به شما نشان خواهم داد که درحبشه ديدم سپس چند شاخهتر خواست، آنها را خم کرد و پارچهاى بر روى آن کشيد و تابوت گونه ساخت. فاطمه ( عليها السلام) فرمود: چه چيز خوبى است که در آن پيکر زن و مرد قابل تشخيص نيست. اى اسماء! هنگامى که جان دادم تو مرا غسل بده و نگذار کسى نزد جنازه من بيابد . اين اولين تابوتى بود که در اسلام ساخته شد و هنگامى که فاطمه ( عليها السلام) آن را ديد تبسمى کرد که تنها تبسم او بعد از وفات پدرش رسول خدا (صلى الله عليه و آله) بود. (1)
بيمارى فاطمه ( عليها السلام) روز بروز سختتر مىشد، فرزندان زهرا (سلام الله عليها) بخاطر مادرشان بشدت نگران بودند و دل پاک على ( عليه السلام) از اندوه فاطمه (سلام الله عليها) در خون نشسته بود.
روز وفات، زهرا ( عليها السلام) وصاياى خود را به على (عليه اسلام) بيان فرمود و ايشان به شدت گريست.
فاطمه ( عليها السلام) ضمن سفارش فرزندانش به على ( عليه السلام) فرمود: يا على! مرا شبانه و آن هنگام که چشمها در خواب است غسل بده، کفن کن و به خاک بسپار. دوست ندارم کسانى که حقم را غصب کردند به تشييع جنازه من حاضر شوند و يا بر من نماز بخوانند. (2)
هنگامى که وفات فاطمه (سلام الله عليها) نزديک شد، به «سلمى» (3) فرمود تا مقدارى آب آورد. زهرا (سلام الله عليها) غسل کرد و بخوبى بدن خود را شستشو داد، لباسهاى پاکيزه خود را خواست و آنها را پوشيد; سپس از سلمى خواست تا رختخوابش را وسط حجره بگستراند آنگاه رو به قبله دراز کشيد; دستها را زير صورت نهاد و گفت من هم اکنون قبض روح خواهم شد. خود را پاکيزه کردهام کسى مرا برهنه نکند. (4)
پس از وفات فاطمه ( عليها السلام) حسن وحسين ( عليهما السلام) وارد خانه شدند و سراغ مادرشان را گرفتند، گفتند اکنون هنگام استراحت مادر ما نيست اسماء (5) به آنان گفت عزيزانم مادرتان از دنيا رفت.
حسن و حسين (ع) روى جنازه مادر افتادند و آن را مىبوسيدند و گريه مىکردند. حسن (ع) مىگفت: مادرجان با من سخن بگو. حسين (ع) مىگفت: مادر جان من حسين توام، قبل از آنکه بخاطر غم فراقت روح از بدنم جدا شود با من سخن بگو.
يتيمان زهرا (سلام الله عليها) به جانب مسجد شتافتند تا پدرشان را از مرگ غم انگيز مادر با خبر کنند. وقتى خبر وفات زهرا (سلام الله عليها) به على (ع) رسيد از شدت غم و اندوه بيتاب شد و فرمود اى دختر پيامبر (ص) تو تسلى بخش من بودى بعد از تو از که تسليتبجويم. (6)
صداى شيون يتيمان زهرا (سلام الله عليها) آواى جانسوز عزا بود که بگوش مردم مدينه رسيد. عدهاى ازخواص بنى هاشم به درون خانه رفتند، مردم مدينه نيز بيرون خانه اجتماع کردند و در حالى که بشدت مىگريستند منتظر بودند جنازه زهرا (سلام الله عليها) را از خانه بيرون آورند تا در تشييع جنازه شرکت کنند ناگاه ابوذر از خانه خارج شد و گفت: پراکنده شويد چون تشييع جنازه به تاخير افتاد. (7)
شبانگاه على (عليه السلام) پيکر پاک فاطمه (سلام الله عليها) را غسل داد. (8) در هنگام غسل وى اسماء نيز با على (ع) همکار داشت. (9)
تنى چند از پاک مردان و رازداران اهل بيت؛ چون سلمان فارسى، مقداد، ابوذر، عمار و حذيفه، عبدالله بن مسعود (10) ، عباس و عقيل همراه حسن و حسين و على (عليهم السلام) بر پيکر دختر پيغمبرنماز گزاردند. (11) شبانه فاطمه (سلام الله عليها) رادفن کردند، على (عليه السلام) او را بخاک سپرد (12) و اجازه نداد تا ابوبکر بر جنازه او حاضر شود (13) على (عليه السلام) جايگاه زهرا (سلام الله عليها) را با زمين يکسان ساخت تا مزارش شناخته نشود. (14) و به روايتى صورت چند قبر بنا کرد تا مزار واقعى مخفى بماند. (15)
سخنان حضرت على (عليه السلام) بر مزار حضرت زهرا(سلام الله عليها) کلينى عالم و محدث معروف شيعى - متوفاى 328 ه.ق - مىنويسد:
پس از وفات فاطمه (سلام الله عليها)، على (عليه السلام) او را پنهان به خاک سپرد و جاى قبرش را ناپديد کرد، سپس برخاست روبه مزار رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) کرد و گفت:
سلام بر تو يا رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) ! از من و از دخترت که به ديدار تو آمده و اکنون در کنارت زير خاک خفتهاست، خداوند چنين خواسته که او زودتر از ديگران به تو ملحق شود.
اى پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) ! شکيبائىام از فراق محبوبهات به پايان رسيده، و خويشتن داري ام بخاطر جدايى سرور زنان عالم از دست رفته است. اما چه چاره جز آنکه طبق سنت تو بر مصائب صبر کنم، آنچنان که در مصيبت جدائي ات صبر نمودم. من سرّ تو را در آرامگاهت نهادم و تو بر روى سينه من جاى دادى «همه از خدائيم و به سوى خدا باز خواهيم گشت» همانا امانت به صاحبش رسيد و گروگان دريافت گشت و زهرا (سلام الله عليها) از دستم گرفته شد. اى رسول خدا (ص) پس از او آسمان و زمين در منظر نگاهم زشت مىنمايد. اندوهم جاودانه شد و شبم در بيخوابى مىگذرد و غمم پيوسته در دل است تا خدا مرا در جوار تو ساکن گرداند.
غصهاى دارم که از شدتش دل به خون نشسته و اندوهى دارم بهت آور، چه زود جمع ما را به پريشانى کشانيد و ميان ما جدائى افکند تنها بسوى خداوند شکايت مىبرم به همين زودى دخترت از همدست شدن امتت بر ربودن حقش به تو خبر خواهد داد، همه سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه، چه بسا درد دلهائى که چون آتش در سينهاش مىجوشيد و در دنيا راهى براى گفتن و شرح دادن آن نيافت او هم اکنون مىگويد و خداوند هم داورى مىکند و او بهترين داوران است. سلام بر شما سلام وداع کننده که نه خشمگين است و نه دلتنگ اگر مىروم بخاطر دلتنگي ام نيست و اگر بمانم بخاطر بدگماني ام به خدا از آنچه به صابران وعده داده نباشد.
آه، آه صبر آرام بخش و زيباست و اگر بيم چيرگى ستمکاران نبود براى هميشه چون معتکفان دراينجا مىماندم و چون فرزند مرده شيون سرمىدادم و سيل آسا مىگريستم. خدا گواه است که دخترت پنهان بخاک سپرده مىشود در حالى که حقش غصب شد و از ارثش محروم گشت. با اينکه هنوز روزى چند از وفاتت نگذشته بود و بر خاطرهها از يادت غبار کهنگى ننشسته بود.
اى رسول خدا! دل را به ياد تو آرام ميدارم درود خدا بر تو و سلام و رضوان خدا بر فاطه (سلام الله عليها) باد» . (16)
على (عليه السالم) از فراق فاطمه ( عليها السلام) به شدت اندوهگين بود، رنج و اندوه على (ع) در سخنان از دل برآمدهاى که درکنار مزار زهرا (سلام الله عليها) گفته است هويدا است. گاه نيز سوز دل خود را در مرثيههايى که مىسرود و يا زمزمه مىکرد نشان مىداد. در ديوانى که منسوب به اميرالمومنين (ع) است شعرى با نوزده بيت آمده که على (ع) آنرا بر مزار فاطمه زهرا ( عليها السلام) سروده است. (17)
اما ابوالعباس مبرد - متوفاى 285 ه - دو بيت از آن شعرها را با اندکى تفاوت ذکر کرد. و گويد على (ع) به اين اشعار تمثل جست.
لکل اجتماع من خليلين فرقه *** و کل الذى دون الممات قليل
و ان افتقادى واحدا بعد واحد *** دليل على ان لايدوم خليل (18)
جمع هر دو دوستى را عاقبت فراق و پريشانى است و هر چيز جز مرگ ناچيز است و اينکه من دوستى را پس از دوست ديگر از دست مىدهم نشان آن است که هيچ دوستى جاويد نمىماند.
در جستجوى مزار فاطمه ( عليها السلام) «و لاى الامور تدفن سرا بضعة المصطفى و يعفى ثراها»
پاره تن مصطفى چرا پنهان بخاک سپرده شد و مزارش پنهان ماند؟
بدون هيچ ترديدى پس از دفن شبانه و مخفيانه زهرا (ع) مزارش نيز پنهان داشته شد. اما چرا بايستى درشهر پيامبر (ص) مزار تنها دخترش که به فاصله کوتاهى از او به ديدار خدا شتافت مخفى بماند؟ چرا نبايد آنگونه که شايسته مقام اوست انبوه مردم در عزاى او و تشييع جنازهاش شرکت کنند و بر او نماز بگزارند و دفنش نمايند؟ آيا اينها بخاطر اجراى وصيت زهرا (ع) نبود؟ از اين رو آن روزها کسى بدرستى جايگاه مزار فاطمه (ع) را نمىدانست و اگر کسى از على (ع) سراغ مزار فاطمه (ع) را مىگرفتبه احتمال قوى پاسخش به سکوت برگزار مىشد.
سکوتى که در آن هزاران نکته اعتراض آميز نهفته بود زيرا على (ع) سعى و اصرار فراوان در پنهان داشتن مزار زهرا (ع) داشتبدين خاطر جايگاه مزار فاطه را با زمين يکسان کرد آنگاه صورت هفت قبر (19) و يا چهل قبر در بقيع ترتيب داد و هنگامى که مردم به بقيع رفتند صورت چهل قبر را ديدند از اين روشناخت مزار فاطمه (ع) بر آنان مشکل افتاد. (20)
طبرى در دلائل الامامه مىنويسد آن روز صبح مىخواستد زنها را ببرند که قبرها رانبش کنند و جنازه زهرا (ع) را از قبر بيرون آوردند و بر آن نماز بخوانند اما با تهديد على (ع) منصرف شدند. (21)
با اين وجود در مورد مزار فاطمه زهرا (ع) چهار قول وجود دارد:
1- برخى مزار فاطمه (ع) را در بقيع مىدانند از جمله اربلى در کشف الغمه و سيد مرتضى در عيون المعجزات (22) اهل سنت نيز عموما بر اين باورند آنان مزارى را که درکنار مزار چهار امام (ع) وجود دارد مزار فاطمه دختر رسول خدا (ص) مىدانند. (23)
2- برخى چون ابن سعد و ابن جوزى گويند فاطمه (سلام الله عليها) رادر خانه عقيل دفن نمودهاند. (24)
3- برخى مزار فاطمه (سلام الله عليها) را در روضه پيامبر (ص) مىدانند.
4- عدهاى گويند فاطمه (ع) را در خانهاش دفن نمودند که قرائن، روايات و اقوال زيادى اين قول را تاييد مىکند که عبارتنداز:
1- هيچ دليلى نداشت که على (ع) فاطمه زهرا (ع) را در جوار پيامبر (ص) به خاک نسپارد زيرا خانه فاطمه (ع) درکنار خانه رسول خدا (ص) بود و بنابراين خانه فاطمه فضيلتبيشترى نسبتبه بقيع داشت آنگونه که حتى بعدها ابوبکر و عمر هم هنگام مرگشان وصيت کردند در جوار پيامبر ( صلى الله عليه و آله) دفن شوند. امام حسن مجتبى (ع) هم هنگام شهادت وصيت نمود کنار جدش بخاک سپرده شود که متاسفانه اهل بيت (ع) هنگام اجراى وصيتبا مخالفتبرخى روبرو شدند. (25)
و از اين رو حضرت را در کنار جدهاش «فاطمه بنت اسد» بخاک سپردند. (26)
در اينجا روشن مىشود: اول آنکه اهل بيت تاکيد داشتند تا در کنار پيامبر (ص) به خاک سپرده شوند و دوم امام حسن ( عليه السلام) کنار مزار فاطمه بنت اسد دفن گرديد بنابراين مزارى که در بقيع در کنار مزار چهار امام ( عليهم السلام) قرار دارد مزار فاطمه بنت اسد است نه مزار فاطمه زهراء (ع) !
2- هر چند دفن فاطمه (ع) شبانه صورت گرفت اما با توجه با بافتشهرى مدينه در آن زمان انتقال فاطمه (ع) از خانهاش به بقيع و عبور ازکوچههاى تنگ و از جلوى خانههاى کوچکى که به سبک روستاها غالبا حياطى هم نداشتند چندان آسان نمىنمايد زيرا کافى است تنها در اين مسير چشمى بيدار باشد و يا بيدار شود و همه نقشهها بر باد رود.
3- سخن على (ع) بر مزار فاطمه (ع) که پس از دفن او برخاست و رو به قبر پيامبر (ص) کرد و فرمود «السلام عليک يا رسول الله عنى و عن ابنتک النازلة فى جوارک» (27) يعنى: سلام بر تو اى رسول خدا (ص) ازمن و از دخترت که در جوار تو فرود آمده.
و طبق نقل کلينى: «السلام عليک عنى و عن ابنتک و زائرک و البائنة فى الثرى ببقعتک» (28) يعنى: اى رسول خدا (ص) ! از من و دخترت که به ديدار تو آمده و در کنارت که زير خاک آرميده درورد باد.
از هر دو عبارت کافى و نهج البلاغه چنين استفاده مىشود که على (ع) پس ازدفن فاطمه (ع) رو به قبر پيامبر (ص) کرد. بنابراين معلوم مىشود قبر شريف نبوى (ص) در پيش روى او بود، و اگر على (ع) در بقيع بود بايستى رو به سوى قبر حضرت مىکرد نه رو به قبر شريف پيامبر. ديگر اينکه به تصريح ذکر شده که فاطمه (ع) در جوار پيامبر (ص) و در کنار او به خاک سپرده شده است.
4- شيخ صدوق ابن بابويه عالم بزرگ شيعه - متوفاى 389 ه - گويد: برايم ثابتشده که فاطه (ع) رادر خانهاش دفن نمودند، پس از آنکه مسجد را توسعه دادند قبر فاطمه (ع) در مسجد واقع شد. من ساليکه به سفر حج رفتم در مدينه رو به سوى خانه فاطمه (ع) که از اسطوانه روبروى باب جبرئيل تا پشتحظيره مرقد نبوى است نمودم و در آنجا زيارت فاطمه را به جا آوردم. (29)
گروهى ديگر از علماء نظير علامه حلى و علامه مجلسى معتقدند که فاطمه (ع) را درخانهاش دفن نمودند. (30)
5- شيخ طوسى - متوفاى 460 ق - گويد صحيح آن است که فاطمه (ع) در خانهاش يا روضه پيامبر (ص) دفن گرديد، زيرا ديثشريف پيامبر (ص) اين مطلب را تاييد مىکند که فرمود: «ما بين قبرى و منبرى روضة من رياض الجنه» بين قبر و منبرم باغى از گلشنهاى بهشت است. (31)
در صورتى که مکان روضه را وسيعتر بدانيم قول شيخ طوسى نيز قابل قبول است و گرنه خانه فاطمه (ع) ما بين قبر ومنبر پيامبر (ص) نبوده استبلکه پايين قبر پيامبر (ص) قرار داشته است.
6- درسال 886 ق بدنبال آتش سوزى درمسجد نبوى در مدينه سمهودى تاريخ نگار و مدينه شناس معروف که ازعلويان مصرى ساکن مدينه بود ماموريت نظارت بر تعميرات را به عهده گرفت از اين رو به مقصوره قدم نهاد تا به کار خويش پردازد در هنگام تعمير قبرى در زير کف اطاق حضرت فاطمه ( عليها السلام) پيدا شد که بايد قبر فاطمه (ع) دختر پيامبر (ص) باشد. (32)
7- وجود مزار شريف فاطمه (ع) درحجرهاش معروف و مشهور بوده زيرا به عهد سمهودى خدام حرم شريف نبوى (ص) مردم را هنگام زيارت مردم را راهنماى مىکردند تا جلو حجره فاطمه (ع) قدرى از کنار ضريح پيامبر (ص) فاصله گيردند مبادا پا بر مزار فاطمه (ع) نهند. زيرا مىدانستد که بنا بر يکى از اقوال آنجا مزار فاطمه (ع) است. (33)
8- مردى از امام جعفر صادق (ع) مکان مزار فاطمه (ع) را سؤال نمود حضرت فرمود: «در خانهاش دفن شد» . (34)
9- به موجب روايتى که معتبرترين کتب شيعه نظير اصول کافى، عيون اخبار الرضا، مناقب و ديگر کتابها آن را نقل کردهاند: مردى از حضرت رضا (ع) مکان قبر فاطمه (ع) را پرسيد حضرت فرمود فاطمه (ع) را در خانهاش دفن نمودند بعد از آنکه بنى اميه مسجد را توسعه دادند قبر فاطمه (ع) در مسجد واقع شد. (35)
10- مردى بنام ابراهيم بن محمد همدانى نامهاى به امام على النقى نوشت و از حضرت محل دفن فاطمه (ع) را سؤال کرد. امام در پاسخ وى نوشت او را کنار جدم رسول خدا (ص) بخاک سپردند. (36)
بنابراين با توجه به دلائلى که ذکر شد جاى ترديد باقى نمىماند که فاطمه زهرا ( عليها السلام) در خانهاش دفن گرديد بخصوص که ائمه عليهم السلام نيز اين موضوع را با صراحتبيان فرمودهاند و به يقين فرزندان بهتر جاى قبر مادرشان را مىدانند و اهل خانه از درون خانه بهتر خبر دارند اگر فاطمه (سلام الله عليها) دستور ساختن نعش رابه اسماء مىدهد نه براى اين است که جسد او را مىخواستند جابجا کنند بلکه بدين جهت است که چند تنى که بر او نماز مىگزارند پيکرش را نبيند و اگر على (ع) صورت قبرهاى در بقيع بنا مىکند بدان خاطر است تا مزارهاى واقعى در آن مقطع خاص زمانى مخفى بماند واگر با کسانى که قصد شکافتن آن قبرهاى غير واقعى را دارند به مقابله جدى برمىخيزد بدان خاطر است که اگر آن شبه قبرها شکافته شود بر آنان ترديدى نخواهد ماند که فاطمه در خانهاش به خاک سپرده شده و هر چند على (ع) مزار فاطمه را با زمين يکسان قرار داده بود اما کنجاويها راز نهفته را آشکار مىکرد. بعد از گذشت آن دوران خاص ديگر پنهان داشتن مزار دليل خاص نداشت و از اين رو فرزندان فاطمه (ع) يعنى حضرت امام جعفر صادق امام رضا و امام على النقى (که درود خدا بر آنان باد) با صراحت فرمودند که مزار فاطمه (عليها لاسلام) درخانهاش مىباشد و در کنار پيامبر ( صلى الله عليه و آله) بخاک سپرده شده است. اکنون تنها پاسخ به اين سوال باقى است که مکان حجره فاطمه زهراء ( عليها السلام) در مسجد نبوى کجاست؟
در پاسخ به اين سوال مورخ کبير اهل سنتشيخ محمود بن محمد النجار در کتابش الدرة الثمينه فى اخبار المدينه چنين مىنويسد: قبر فاطمه رضى الله عنها در خانه اوست که عمر بن عبد العزيز آن را ضميمه مسجد کرد خانه او امروز داخل مقصوره و پشتحجره پيامبر (ص) است و در آن محرابى قرار دارد. همچنين قبر پيامبر (ص) وسائر حجرات همسرانش در مسجد قرار دارد. (37)
تاريخ وفات در تاريخ وفات حضرت زهرا (ع) نيز اختلاف است عدهاى از علماء شيعه و سنى وفات فامه زهرا (ع) را 75 روز (38) و عده اى 95 روز بعد از وفات پيامبر (ص) مىدانند. (39)
يکى از مواردى که موجب اختلاف شده اين است که در خط کوفى تقطه گذارى وجود نداشته است. واز اين رو خمس و سبعون (75 روز) و خمس و تسعون (95 روز) هر دو يکسان نوشته مىشده که در خواندن و قرائت آن اشتباه پيش آمده است.
با توجه به اينکه وفات پيامبر (ص) در روز دوشنبه 28 صفر سال يازدهم هجرى قمرى مطابق 7 خرداد سال 11 ه.ش اتفاق افتاد بنابر گفته اول (75 روز) تاريخ وفات فاطمه (ع) 13 جمادى الاولى سال يازدهم ه.ق مطابق هفدهم مردادماه سال 11 هجرى شمسى و بنابر گفته دوم (95 روز) تاريخ 3 جمادى الاخر سال 11 ه.ق مطابق با ششم شهريور سال 11 هجرى شمى مىباشد البته گفتههاى ديگر در تاريخ وفات حضرت زهرا هست اما فاصله 75 روز يا 95 روز با نظر اهل بيت (ع) هماهنگ است از اين رو ما را با ديگر گفتهها کارى نيست. با توجه به قرائنى چند آنچه صحيحتر مىنمايد 95 روزاست. (40) .
-------------------------------------------------------------
1. طبقات ج 8 ص 18- سنن بيهقى ج 4 ص 34- ذخائر العقبى ص 53- بحار الانوار ج 43 ص 189.
2. بحار الانوار ج 43 ص 192.
3. سلمى همسر ابى رافع کنيز پيامبر (ص) بود که حضرت وى را آزاد فرموده بود بعدها افتخار خدمتگزارى به فاطمه را يافات و به خاطر تشابه اسميش به اسماء برخى تاريخ نگاران اين جريان را به اسماء نسبت دادهاند ر.ک. به پاورقى ج 43 ص 181 بحار الانوار.
4. مسند الامام احمد بن حنبل ج 6 ص 163- حلية الاولياء ج 2 ص 43- ذخائر العقبى ص 43- اسدالغابه ج 5 ص 590- امالى مفيد ص 172.
5.شايد هم خود سلمى!.
6. بحار الاوار ج 43 ص 186.
7. بحار الاوار ج 43 ص 192.
8. طبقات ابن سعد ج 8 ص 18.
9. کشف الغمه بحار الانوار ج 3 ص 185 و 189 و 184.
10. تفسير فرات بن ابراهيم ص 215- رجال کشى ص 4- اختصاص ص 5.
11. بحار الانوار ج 43 ص 183.
12. طبقات ج 8 ص 18.
13. انساب الاشراف.
14. بحار الانوار ج 43 ص 193.
15. دلائل الامامه ص 46.
16. اصول کافى ج 1 ص 458- کشف الغمه - دلائل الامامه ص 47 امالى مفيد ص 165- درنهج البلاغه بطور خلاصهتر ياد شده خطبه 194 نهج البلاغه فيض ص 651 شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 10 ص 265.
17. بحار الانوار ج 43 ص 216.
18. کامل ابوالعباس مبرد ج 4 ص 30.
19. بحار الانوار ج 43 ص 182.
20. دلائل الامامه ص 46.
21. دلائل الامامه ص 46.
22. کشف الغمه عيون المعجزات ص 47.
23. نگاه کنيد به تصاوير شماره 7و8.
24. طبقات ج 8 ص 20 تذکرة الخواص.
25. مقاتل الطالبين ص 48 و 49- کشف الغمه ج 1 ص 586- تاريخ يعقوبى ج 2 ص - 255 شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 16. ص 14.
26. کشف الغمه ج 1 ص 586 مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ص 44 ارشاد مفيد ص 192- فتوح ابن اعثم ج 4، ص 208.
27. نهج البلاغه فيض ص 652- خطبه 195.
28. اصول کافى ج 1 ص 458.
29. من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 341.
30. بحار الانوار ج 43 ص 188- منتقى علامه حلى - مراة العقول ج 1 ص 39.
31. بحار الانوار ج 43 ص 185.
32. مکه مکرمه مدينه منوره ص 160.
33. وفاء الوفاء ج 2 ص 469 و ص 906.
34. قرب الاسناد ص 161- بحار الانوار ج 10 ص 192.
35. دفنت فى بيتها فلما زادت بنو امية فى المسجد صارت فى المسجد» . اصول کافى ج 1ص 461 عيون اخبار الرضا ج 1 ص 311 مناقب ابن شهر آشوب ج 3 139 مراة العقول ج 5 ص 349- معانى الاخبار ص 268.
36. رياحين الشريعه ج 2 ص 93.
37. الدرة الثمينه فى اخبار المدينه ص 359 و 360 نگاه کنيد به تصوير شماره 9.
38. اصول کافى ج 1 ص 458 الامامه و السياسه ج 1 س 20 دلائل الامامه ص 45 کشف الغمه.
39. روايتى از امام باقر (ع) .
40. ر.ک به مصباح المتهجد ص 732 مصباح کفعمى ص 511 اقبال سيد بن طاوس ص 623- دلائل الامامة ص 45 بحار الانوار ج 43 ص 170 و 180- منتخب التواريخ ص 102 منتهى الامال ص 99.

نوشته شده توسط مرتضي admin در چهارشنبه 9/3/1386 و ساعت 6:7 عصر |
نظرات ديگران()